غريغوريوس الملطي ( ابن العبري ) ( مترجم : عبد المحمد آيتى )

37

مختصر تاريخ الدول ( تاريخ مختصر الدول ) ( فارسى )

برسيدند و سرش از تن برگرفتند و آن را به بتكدهء خويش بردند و جسدش را بر باروى شهرشان بردار كردند . مردى از بنى اسرائيل نزد داود آمد و مدعى شد كه او شائول را كشته است . داود گفت : چگونه دلت رضا داد كه مسح كردهء خدا را بكشى ؟ پس آن مرد را بكشت . داود و يارانش بر شائول و يوناتان پسرش مويه كردند . داود مىگفت : سپر شائول همواره به خون كشتگان رنگين بود و كمان يوناتان هيچ‌گاه زه ناكرده نبود و حَربهء شائول هيچ گاه بىكار نيفتاد . او در رفتار از كركسان تيزپروازتر و از شيران دليرتر بود . اى دختران اسرائيل براى شائول گريه كنيد ، شائول كه بر شما جامه‌هاى ارغوان مىپوشيد و شما را به گوهرهاى بهرمان مىآراست . مدت پادشاهى شائول بنابر رأى اوسابيوس « 77 » چهل سال بود و بر رأى انيانوس بيست سال . داود پسر ايشى چون شائول كشته شد و داود بر سرير ملك استقرار يافت ، ناثان ، نبى آن روزگار ، را گفت : ما در خانه‌هايى از چوب سرو آزاد زندگى مىكنيم و تابوت خدا در خيمه‌ها جاى دارد . آيا براى آن خانه‌اى نسازيم ؟ خداوند به ناثان نبى وحى كرد كه به بندهء من داود بگوى كه تو براى من خانه‌اى بنا نخواهى كرد ، پسر تو كه او را جانشين تو قرار مىدهم خانه‌اى به نام من خواهد ساخت . پس داود يوآب سردار سپاهش را فراخواند تا جنگجويان بنى اسرائيل را شمار كند . يوآب به شهرها و ديه‌هاى بنى اسرائيل رفت و نه ماه و بيست روز شماره كرد . سپس نزد داود آمد و گفت شمار جنگجويان از بنى اسرائيل هشتصد هزار مرد است و از بنى يهودا پانصد هزار نفر . خداوند به جاد نبى وحى فرستاد كه داود را بگوى كه تو غلبه را به كثرت سپاهيانت پندارى و نمىدانى كه پيروزى به دست من است . اينك تو را به يكى از اين سه مبتلا مىكنم ، تو بايد يكى را برگزينى : يا هفت سال قحطى ، يا سه ماه تسلط دشمن ، يا سه روز مرگ و مير . داود گفت : اگر دست خداوند ما را تنبيه كند براى ما شايسته‌ترين است . و آنگاه مرگ و مير را انتخاب كرد . از بامداد تا سه ساعت از روز